جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1607

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

سپردى ، از دست او بازستانى . حسين‌بن على ( ع ) پيش ارينب رفت و به او گفت كه عبدالله براى گرفتن امانتش پيش وى مىآيد . ارينب كيسه‌هاى مال را بيرون آورد و در مقابل عبدالله گذاشت و گفت : اين مال توست ! عبدالله از او تشكر و سپاسگزارى نمود ! حسين ( ع ) از پيش‌آنان بيرون‌رفت و آن زن‌ومرد را به‌حال خود واگذاشت . عبدالله يكى از كيسه‌ها را باز كرد و همه را پيش ارينب ريخت و گفت : اين هديه ناقابل را از من بپذير ! هر دو اشك ريختند تا اين كه صداى گريه و سخنان تأسف‌آميزشان به گوش حسين ( ع ) رسيد . حسين ( ع ) در همان هنگام ، بازگشت و با كمال دلسوزى و نرمى فرمود : بار خدايا گواه باش كه من ارينب را طلاق دادم ! خدايا گواهى كه من اين زن را به جهت مال و يا زيبايى او به ازدواج خود در نياوردم ، بلكه هدف من تنها اين بود كه ارينب را به شوهرش حلال گردانم . عبدالله بن سلام فهميد كه حسين ( ع ) با ارينب تنها به‌ظاهر ازدواج كرده بود و هدفش اين بوده كه پس از نيرنگ معاويه ، ارينب را از چنگ يزيد دور نگاه دارد و دوباره براى عبدالله حلالش كند . زيرا طبق احكام شرعى اگر بعد از طلاق عبدالله ، ديگرى با او ازدواج كند و براى دومين‌بار طلاق داده شود ، عبدالله مىتواند بار ديگر با او ازدواج نمايد . « 1 »

--> ( 1 ) در فقه شيعه مسئله اين چنين است كه اگر كسى زن خود را سه بار طلاق بدهد ، يعنى بعد از هر طلاق مجدداً ازدواج نمايد ، بعد از طلاق سوم نمىتواند با آن زن ازدواج نمايد مگر اينكه شخص دومى محلل واقع شود و سپس طلاق بدهد . در آن صورت مرد اول مىتواند با آن زن ازدواج كند . و چون فقهاى اهل تسنن معتقدند مرد در يك مجلس مىتواند زن خود را سه طلاقه كند . پس از اين نوع طلاق مرد حق ازدواج مجدد با آن زن را ندارد مگر اينكه مردى محلّل واقع شود و طلاق بدهد . در آن صورت مرد اولى حق دارد با آن زن مجدد ازدواج نمايد . مؤلف كتاب در اين خصوص به نظر اهل تسنن توجه داشته است